اینجا ایران است ، مطالب و عکسهای ما را از ایران میبینید و میشنوید.
با سلام خدمت شما دوستان . از اینکه وبلاگ من رو برای بازدید انتخاب کردین تشکر میکنم. اما به خاطراینکه شما حق انتخاب دارین ، قبل از اینکه هر گونه اقدامی بکنین ، باید به چند نکته ی خیلی مهم اشاره کنم :
۱. نویسنده ی این وبلاگ یه دختر دروغگو و شیطون و بی تربیته .
۲. این یه وبلاگ عاشقونه (با عکسها و شعرای خشکل) ،
سکسی ( با عکس و فیلــمهای زبونم لال ۱۸+) ،
موزیک (با آهنگها و کلیپهای توپ و باباکرمی) و ... نیست ،
این وبلاگ درد و دل یه دختره که هم خودش و هم نویسنده ها و شاعرای مورد علاقه اش از وصله های ناجور اجتماع به حساب میان.
۳. عکسهای استفاده شده در این وبلاگ همگی ساختگی هستن و توسط دوست عزیزم خانوم "خ خا خو" از کره ی مریخ برامون فرستاده میشن.
۴. شعرایی که تو این وبلاگ قرار دارن همگی توسط شاعرایی سروده شدن که از درد بیکاری شاعر شده بودن ، شاعرای بد و سابقه داری که چندین بار به زندون رفتن و زندگیشونو اونجا گذروندن !!! و اصلانمیدونن کوچه پس کوچه و فقر چیه !!!
۵. مطالب و متن های این وبلاگ هم توسط نویسندگان سرزمین "از ما بهترون ها" نوشته میشن.
۶. بنا به دستور پادشاه شهر کوتوله ها ، هر گونه برداشت از مطالب این وبلاگ به هر شکل ، آزاد میباشد.
حالا با خوندن این مطالب دو راه بیشتر ندارین :
۱. از همین راهی که اومدین بر گردین و اثر انگشتاتونو از روی کیبرد و موس کامپیوترتون پاک کنید
۲. به خوندن مطالب این وبلاگ ادامه بدین و شما هم یه وصله ی ناجور بشین.
حالا دیگه خود دانین ، از ما گفتن بود .
گر هم چو من افتاده ی این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگرنه بدنام شوی
با ما منشین اگرنه بدنام شوی !!!
قصه قصه ی عشقه ، اونم از یه نوع خواص . حرف حرفه تعهده ، تعهدی که بدون هیچ اجباری آدم رو پایبند میکنه .
دست کشیدن از عقاید کار راحتیه اما نگه داشتن عقیده و پایبند موندن به اون سخته ، خیلی سخت.
تو جامعه ای زندگی می کنیم که شعر و شاعری رونق زیادی داره . شاعرای هستن که با شعراشون بخشی از زندگی ما رو پر کردن ، اما تو این بین هستن کسایی که نه تنها شعراشون حرفی برای گفتن نداره بلکه حرفای گفتنی مردم رو هم خاموش میکنن .
شاعرای مرفهی که دم از فقر میزنن ، آدمای سیری که دم از گرسنگی میزنن ، آدمای کوتاه فکری که دم از آزادی و حق مردم میزنن. شاعرایی که بیرون از گود نشستن و دستور لنگ کردن میدن.
خسرو گلسرخی ، سیمین بهبهانی ، ایرج جنتی عطایی ، احمد شاملو ، فروغ فرخزاد ، امین باباسالاری و... از جمله ی اون شاعرای مردمی سرزمینمونن که خودشون تو گود مشغول لنگ کردن بودن و تلاش میکردن که بر خلاف گفته ها و نوشته ها و عقایدشون عمل نکنن
اونا تو این چند ساله خیلی راحت تونستن تو دل مردم جای خودشو باز کنن ، چون حرفاشون برای مردم آشناس . حرفایی که از تمایلات درونیشون سرچشمه گرفته .
با زبون ساده و مردمی خودشون ( کلماتی که با کلمات قلمبه سلمبه ی شاعرای امروزی فرق داره) تونستن روز به روز به تعداد مخاطباش اضافه کنن ..
من تو این وبلاگ سعی کردم شما رو با اشعار و نوشته های این شاعرای دوست داشتنی کشورمون آشنا کنم . امیدوارم که بتونم تو این راه موفق باشم . بچه ها من نیاز به کمک دارم تا بتونم وبلاگمو بهتر کنم.
اگه خواستین که تو این راه کمکم کنید بام تماس بگیرین.