گلایه
امین باباسالاری
........................................
اولین نیست
آخرینه
حرف بیداد رو زمینه
حرف صدتا نقطه چینه
حرف قصه ی بشر تا نفسای آخرینه
وقتی که گرسنه می شم
وقتی اشکی رو می بینم
وقتی شرم یه پدر رو
پیش بچه هاش می بینم
از همه فراری می شم
گوشه ی دنجی می شینم
توی تنهایی
تو دنیام
می سازم با غم و دردم
توی افسانه و قصه
پی شبگردی می گردم !!!
روم به دیوار
با شما نبودم آقا
نادونم ، بچه گی کردم
تو دلم بود
عقده بود
کنایه نه
درد و دلم بود
بخشش از بزرگتراس
شما ایندفعه
بزرگی بکنید من رو ببخشید !!!

|